سرخط اخبار

بانک مرکزی رسماً روزانه هزار تا هزار و پانصد تومان به قیمت ارز اضافه می‌کند/ تصور دلار ۵۰ هزار تومانی با پایان جنگ اشتباه است

1405-08-14

ناصر ایمانی گفت: تغییر تیم اقتصادی دولت زمانی مؤثر خواهد بود که افرادی با نوع نگاه متفاوت به اقتصاد روی کار بیایند و در عین حال، عزم جدی برای مقابله با جریان‌های ذی‌نفوذ اقتصادی داخل کشور داشته باشند؛ جریان‌هایی که در نظام تصمیم‌گیری کشور حضور و تأثیر دارند. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچ مسئله‌ای حل نخواهد شد.

نیلوفر مولایی: با وجود آنکه کشور در شرایط جنگ و محاصره دریایی توسط آمریکا قرار دارد، اما افزایش قیمت و گرانی‌ها باعث ایجاد انتقاداتی به عملکرد اقتصادی دولت شده است. برخی معتقدند که علت گرانی به عملکرد دولت مربوط است و برخی دیگر هم جنگ را عامل افزایش قیمت‌ها معرفی می‌کنند و به عملکرد دولت نمره قابل قبولی می‌دهند.

در همین راستا، ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا، در گفت‌وگویی با خبرگزاری خبرآنلاین، در این خصوص بیان کرد: «وقتی درباره تحریم و جنگ صحبت می‌کنیم، عمدتاً مسائل ارزی مطرح می‌شود؛ اما در عین حال، تا پایان سال ۱۴۰۳، با وجود اینکه درآمدهای ارزی کشور بیشتر از میزان نیاز ارزی‌مان بود، با این حال تورم شدید، رشد نقدینگی، بیکاری و افزایش قیمت‌ها را تجربه کردیم. این یک علامت کوچک در پاسخ به آن است.»

وی ادامه داد: «بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بخش کوچکی از مشکلات اقتصادی ما به مسائل جنگ و تحریم مربوط می‌شود و شاید سهم این عوامل از ۲۰ تا ۳۰ درصد بیشتر نباشد. بخش عمده مشکلات به نظام مدیریتی اقتصاد داخلی کشور بازمی‌گرد

این فعال سیاسی اصولگرا درباره تغییر تیم اقتصادی دولت چهاردهم نیز خاطرنشان کرد: «تغییر تیم اقتصادی دولت زمانی مؤثر خواهد بود که افرادی با نوع نگاه متفاوت به اقتصاد روی کار بیایند و در عین حال، عزم جدی برای مقابله با جریان‌های ذی‌نفوذ اقتصادی داخل کشور داشته باشند؛ جریان‌هایی که در نظام تصمیم‌گیری کشور حضور و تأثیر دارند. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچ مسئله‌ای حل نخواهد شد.»

وی همچنین درباره کاهش قیمت‌ها پس از جنگ گفت: «اصلاً، این تصوری که میان عموم مردم است، تصور اشتباهی است. اصلاً فکر کنید که ما در جنگ پیروز شدیم، آمریکا عقب‌نشینی کرد و تحریم‌ها برداشته شد، عموم مردم فکر می‌کنند که از فردا صبح قیمت دلار که اکنون مثلاً ۲۷۰ هزار تومان است، به ۵۰ هزار تومان می‌رسد یا روغنی که امروز یک میلیون تومان می‌خرند، به ۲۰۰ هزار تومان کاهش پیدا می‌کند. اصلاً چنین چیزی نیست و این تصور اشتباه است.»

مشروح گفت‌وگوی ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا را در خبرگزاری خبرآنلاین می‌خوانید؛

*************************

* در خصوص وضعیت اقتصادی کشور و گلایه‌هایی که مردم در حال حاضر نسبت به دولت دارند، دیدگاه‌های مختلفی مطرح می‌شود. برخی معتقدند دولت توجه کافی به مشکلات ندارد و برخی دیگر مسائلی مانند تحریم، محاصره و شرایط جنگی را در ارزیابی عملکرد دولت در نظر می‌گیرند. ارزیابی شما از عملکرد دولت چیست؟

به دلیل اینکه در شرایط جنگ قرار داریم، محدودیت ابراز بیان درباره عملکرد دولت داریم. در شرایط جنگی، نمی‌توان از دولت و عملکرد آن، به‌ویژه عملکرد اقتصادی، انتقاد کرد. شما فرض بگیرید که فردا همه درگیری‌های نظامی و جنگ به پایان برسد. این یک فرض است و در چنین شرایطی، چه میزان از مشکلات اقتصادی فعلی ما حل خواهد شد و چه میزان از آن باقی خواهد ماند؟ یعنی این موضوع مربوط به مسائل داخلی است و ارتباطی با جنگ، تحریم، نفت، ارز و موضوعات مشابه ندارد.

این یک بحث مستقل است و اگر بخواهیم به‌طور مفصل درباره آن صحبت کنیم، به یک تریبون دو ساعته نیاز داریم. اما اگر بخواهم خیلی اجمالی و در یک جمله به آن پاسخ بدهم، باید به این پرسش پاسخ بدهیم که تقریباً تا یک سال پیش، درآمد ارزی ما با وجود همه تحریم‌ها، تقریباً به اندازه نیاز ارزی کشور برای واردات بود. بر اساس آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران، تا پایان سال ۱۴۰۳ درآمدهای ارزی ما بیشتر از میزان نیازمان به ارز بوده است.

وقتی درباره تحریم و جنگ صحبت می‌کنیم، عمدتاً مسائل ارزی مطرح می‌شود؛ اما در عین حال، تا پایان سال ۱۴۰۳، با وجود اینکه درآمدهای ارزی کشدر گفت‌وگو با خبرآنلاین مطرح شد:

ناصر ایمانی: بانک مرکزی رسماً روزانه هزار تا هزار و پانصد تومان به قیمت ارز اضافه می‌کند/ تصور دلار ۵۰ هزار تومانی با پایان جنگ اشتباه استور بیشتر از میزان نیاز ارزی‌مان بود، با این حال تورم شدید، رشد نقدینگی، بیکاری و افزایش قیمت‌ها را تجربه کردیم. این یک علامت کوچک در پاسخ به آن است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بخش کوچکی از مشکلات اقتصادی ما به مسائل جنگ و تحریم مربوط می‌شود و شاید سهم این عوامل از ۲۰ تا ۳۰ درصد بیشتر نباشد. بخش عمده مشکلات به نظام مدیریتی اقتصاد داخلی کشور بازمی‌گردد.

اگر این نظام مدیریتی اصلاح نشود، یعنی تا زمانی که سیستم بانکی کشور همین باشد که اکنون هست و تا وقتی نوع نگاه به ارزش پول ملی تغییر نکند، حتی اگر فردا جنگ به پایان برسد، مشکلات تورمی و افزایش قیمت‌ها فقط تا حدودی کمتر خواهد شد، اما هرگز به صفر نزدیک نمی‌شود. بنابراین، می‌خواهم بگویم مشکل اصلی ما، مشکلات مدیریتی اقتصادی در داخل کشور است. چون زمان جنگ است، افکار عمومی مردم فکر می‌کنند، اگر فردا صبح جنگ تمام شود، قیمت کالاها نه‌تنها افزایش پیدا نمی‌کند که قیمت‌ها به ۵ سال پیش بازمی‌گردد، تورم صفر شده و بیکاری هم کاملاً از بین می‌رود. در حالی که اصلاً این‌طوری نیست و نظر اکثریت اقتصاددانان کشور هم این است.

بانک مرکزی رسماً روزانه هزار یا ۱۵۰۰ تومان به قیمت ارز اضافه می‌کند

آن زمانی که جنگ و درگیری‌های نظامی وجود نداشت و درآمد ارزی ما خوب بود، مشکلات تورم و رشد نقدینگی و افزایش قیمت‌ها را داریم و بخش عمده‌ای از این مشکلات به مدیریت اقتصادی کشور بازمی‌گردد.

به‌طور مثال، ما اکنون آن مقدار ارز موجود را که بانک مرکزی در اختیار واردکنندگان قرار می‌دهد تا صرف واردات مواد اولیه کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و کالاهای اساسی شود، بانک مرکزی از اوایل امسال به‌صورت روزانه نرخ ارز را افزایش می‌دهد؛ یعنی بانک مرکزی رسماً روزانه هزار یا ۱۵۰۰ تومان به قیمت ارز اضافه می‌کند. یعنی ارزش پول ملی را کاهش می‌دهد و نتیجه این اقدام تورم و گرانی است و این مسئله کاملاً روشن است.

چرا برای تورم، افزایش قیمت‌ها و گرانی دنبال عوامل بسیار پیچیده می‌گردیم؟ وقتی خود دولت قیمت ارز را روزانه بالا می‌برد، نتیجه آن مشخص است. برای مثال، اگر قیمت ارز را در دو هفته گذشته با امروز مقایسه کنید، می‌بینید ارزی که دو هفته پیش ۱۸۰ هزار تومان بوده، امروز به ۱۹۰ هزار تومان رسیده است. این افزایش ۱۰ هزار تومانی در فاصله دو تا سه هفته، معنای مشخصی دارد و نتیجه آن افزایش قیمت‌ها و تورم است.

از طرف دیگر، به وضعیت نظام بانکی و ناترازی بانک‌های متعددی که در کشور وجود دارند نگاه کنید. دولت، یعنی بانک مرکزی و مجموعه دستگاه‌های مربوطه، درباره بانک‌های ناترازی که به‌شدت نقدینگی تولید می‌کنند و پایه پولی کشور را افزایش می‌دهند، چه اقدامی انجام داده‌اند؟ هیچ اقدام مؤثری صورت نمی‌گیرد.

چرا دنبال دزد می‌گردیم؟ دزد همین‌جا و داخل خانه خودمان است

* در چنین شرایطی باید چه کار کرد؟ به‌خصوص اینکه نوعی ناامیدی هم در میان مردم وجود دارد….

این ناامیدی از همین موضوعات به وجود آمده است. بالاخره کاهش ارزش پول ملی در شرایط جنگ، یک اقدام بسیار خطایی است. این موضوعی است که هم رهبر شهید و هم رهبری فعلی چندین بار بر آن تأکید کرده‌اند؛ اما بانک مرکزی کار خودش را انجام می‌دهد و نتیجه آن افزایش قیمت‌هاست.

روسیه بیش از ۴ سال پیش به اوکراین حمله کرد و این جنگ همچنان ادامه دارد. جنگی که بسیار سنگین‌تر از جنگ‌هایی بوده که ما در دو سه سال اخیر تجربه کرده‌ایم. تعداد کشته‌شدگان این جنگ در چهار سال گذشته، بر اساس آمارهای رسمی، حدود یک میلیون نفر است و آمارهای غیررسمی نیز وجود دارد. زیرساخت‌های هر دو کشور روسیه و اوکراین مانند پالایشگاه‌ها، منابع نفتی و سایر زیرساخت‌ها نیز به‌صورت روزانه در حال تخریب بوده و این جنگ بسیار شدید است. بررسی کنید که ارزش روبل روسیه در مقایسه با دلار چه تغییری کرده است؟

من این موضوع را بررسی کرده‌ام. ارزش پول روسیه از قبل از جنگ تا امروز، حدود ۱۳ درصد کاهش پیدا کرده است. در مقابل، ارزش پول ملی ما طی دو سال گذشته، نه به‌واسطه بازار آزاد دلار، بلکه توسط خود بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بیش از ۳۰۰ درصد کاهش پیدا کرده است.

نتیجه این اقدامات تورم است. چرا دنبال دزد می‌گردیم؟ دزد همین‌جا و داخل خانه خودمان است. نتیجه این شرایط، تورم، گرانی و نارضایتی مردم است. این وضعیت به دلیل عملکرد خودمان ایجاد شده و ارتباط چندانی هم با تحریم ندارد. تصور عمومی مردم درباره مذاکره و پایان جنگ، تصور درستی نیست. برخی فکر می‌کنند اگر مذاکره‌ای انجام شود، ما در جنگ پیروز شویم، آمریکا عقب‌نشینی کند و تمام تحریم‌های ایران برداشته شود، از فردای آن روز همه مشکلات حل خواهد شد.

این تصور که اگر جنگ به پایان برسد، دلار به ۵۰ هزار تومان می رسد، اشتباه است

* اگر مذاکره‌ای یا توافقی هم با آمریکا صورت بگیرد، تأثیری ندارد؟

اصلاً، این تصوری که میان عموم مردم است، تصور اشتباهی است. اصلاً فکر کنید که ما در جنگ پیروز شدیم، آمریکا عقب‌نشینی کرد و تحریم‌ها برداشته شد، عموم مردم فکر می‌کنند که از فردا صبح قیمت دلار که اکنون مثلاً ۲۷۰ هزار تومان است، به ۵۰ هزار تومان می‌رسد یا روغنی که امروز یک میلیون تومان می‌خرند، به ۲۰۰ هزار تومان کاهش پیدا می‌کند. اصلاً چنین چیزی نیست و این تصور اشتباه است.

پایان جنگ قطعاً آرامش و آسایش به همراه می‌آورد، ناامنی را برطرف می‌کند و امید به آینده اقتصادی را افزایش می‌دهد؛ اما اگر تصور کنیم با همین سیستم مدیریت اقتصادی کشور، بلافاصله بهشت ایجاد خواهد شد، اصلاً این‌طور نیست.

من برای شما مثال زدم و گفتم تا پیش از خرداد سال گذشته و پیش از تهاجم رژیم صهیونیستی، زمانی که هنوز جنگی در کار نبود، وضعیت تورم و رشد نقدینگی کشور چگونه بود. این‌ها مثال‌های عینی است و بر اساس حدس و گمان صحبت نمی‌کنم. آمارها وجود دارد. یک سال و نیم پیش که جنگی در کار نبود، میزان تورم ما چقدر بود و اکنون چقدر است؟

امروز هم که گرانی و تورم بسیار بیشتر شده است، آیا می‌توانیم تصور کنیم که علت اصلی آن محاصره دریایی آمریکا است؟ خیر؛ بخش عمده مشکلات به سیستم اقتصادی داخلی کشور بازمی‌گردد.

تغییر تیم اقتصادی دولت زمانی مؤثر خواهد بود که افرادی با نوع نگاه متفاوت به اقتصاد روی کار بیایند

* آیا تغییر تیم اقتصادی دولت می‌تواند به کاهش تورم یا مثلاً کاهش قیمت‌ها کمک کند؟

مسئله اصلی، نوع نگاه است. چه مسئولی قرار است روی کار بیاید؟ اگر مسئول دیگری از تیم اقتصادی با همان دیدگاه قبلی روی کار بیاید و معتقد باشد که کاهش ارزش پول ملی کشور هیچ اشکالی ندارد و ما باید کسری بودجه دولت را جبران کنیم، تا زمانی که این دیدگاه وجود داشته باشد، حتی اگر ۱۰ تیم اقتصادی را هم تغییر دهید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

تا زمانی که تیم جدیدی روی کار بیاید که نخواهد با نظام اولیگارشی چنبره‌زده بر اقتصاد کشور برخورد کند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

تغییر تیم اقتصادی دولت زمانی مؤثر خواهد بود که افرادی با نوع نگاه متفاوت به اقتصاد روی کار بیایند و در عین حال، عزم جدی برای مقابله با جریان‌های ذی‌نفوذ اقتصادی داخل کشور داشته باشند؛ جریان‌هایی که در نظام تصمیم‌گیری کشور حضور و تأثیر دارند. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچ مسئله‌ای حل نخواهد شد.

ادعاهای اخیر درباره تراستی‌ها درست است

* اخیراً نیز افشاگری‌هایی درباره تراستی‌ها و افرادی که ارز حاصل از فروش را دریافت کرده‌اند، اما پول آن را به کشور بازنگردانده‌اند، مطرح شده است. البته درباره این ادعاها همچنان محل تردید و پرسش وجود دارد. آیا می‌توان گفت این تراستی‌ها در افزایش گرانی و کاهش ارزش پول ملی تأثیر داشته‌اند؟

البته اظهارات اخیری که درباره تراستی‌ها مطرح شده، درست هستند و موضوع حتی کمی فراتر از آن چه که مطرح شده، است. یعنی ابعاد این مسئله بیشتر از این حرف‌هاست. حداقل قوه قضائیه در حال برخورد با این موضوع است و وقتی مسئله‌ای وجود نداشته باشد، قوه قضائیه با افراد برخورد نمی‌کند و زمانی که با سند و مدرک برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که چنین موضوعی وجود دارد.

بنابراین، این مسئله واقعیت دارد و ابعاد آن هم بسیار گسترده است. اینکه علت وقوع این اتفاقات چه بوده، من چون می‌گویم در شرایط جنگی هستیم، نمی‌توانم درباره بسیاری از مسائل صحبت کنم و فعلاً وارد علل آن نمی‌شوم.

اما طبیعی است که چنین اتفاقی تأثیرگذار باشد. وقتی مجموع نیاز ارزی کشور در طول یک سال، برای واردات کالا، حدود ۶۰ میلیارد دلار است؛ یعنی کشور برای تأمین دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و موارد دیگر به حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیارد دلار ارز نیاز دارد، یک‌باره می‌بینید رقمی معادل همین میزان یا حتی بر اساس برخی اطلاعات، بیشتر از آن، توسط تراستی‌ها دریافت شده، اما ارز به کشور بازنگشته است.

یعنی به اندازه بودجه ارزی یک سال کشور، یا دست‌کم شش ماه بودجه ارزی کشور، ارز در اختیار این افراد بوده و آن را به کشور بازنگردانده‌اند. مشخص است که این موضوع تأثیر بسیار زیادی دارد. بحث بر سر یک رقم کوچک و جزئی نیست. وقتی ارز معادل بودجه ارزی یک سال یا حتی شش ماه کشور در اختیار این افراد قرار می‌گیرد، موضوع بسیار سنگینی است و متأسفانه چنین اتفاقی افتاده است. درباره چرایی این اتفاق هم باز تأکید می‌کنم که چون در شرایط جنگی هستیم، نمی‌توانم درباره بسیاری از مسائل صحبت کنم.

۳۱۲۱۵

کد مطلب 2297492

برچسب‌ها