رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی گفت: کیفیت ساختوساز در تهران موضوعی جداگانه است و ضعفهای خاص خود را دارد که ارتباطی با شرایط زمینشناسی ونزوئلا ندارد. با این حال، اگر در تهران یا اطراف آن زلزلهای با بزرگی حدود ۷.۵ ریشتر رخ دهد، بدون تردید خسارات سنگینی به همراه خواهد داشت؛ چراکه تعداد زیادی ساختمان ناایمن وجود دارد و حتی برخی ساختمانهای نوساز نیز به دلیل ضعف نظارت میدانی، نگاههای سوداگرانه و کاهش کیفیت مصالح، آسیبپذیر هستند.
مهر ملت نیوز – علی بیتالهی، رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در گفتوگو با ایلنا درباره دو زمینلرزه قدرتمند با بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ ریشتر در ونزوئلا، ریزش ساختمانها و برجهای بلند و احتمال وقوع شرایط مشابه در تهران در صورت بروز زلزلهای با بزرگی بیش از ۷ ریشتر اظهار داشت: از نظر نوع زلزله، عاملی که در ونزوئلا موجب تشدید خسارت ساختمانهای بلندمرتبه شده، احداث این ساختمانها در نوار ساحلی جنوب دریای کارائیب است.
وی افزود: زمینهای این منطقه به دلیل برخورداری از خاکهای نرم، حتی در زلزلههایی که در فاصله دور رخ میدهند نیز باعث تقویت تکانها و افزایش جابهجایی ساختمانهای بلندمرتبه میشوند، در حالی که ساختمانهای کوتاهمرتبه معمولاً آسیب چندانی نمیبینند.
بیتالهی با اشاره به ویژگی امواج زلزله گفت: امواج زلزله در فواصل دور دارای پریود بلند هستند؛ یعنی نوسانات طولانیتری دارند، اما ارتعاشات سریع و ناگهانی عمدتاً در محدوده نزدیک به کانون زلزله رخ میدهد. اگر خاک منطقه از نوع ساحلی و نرم باشد، حتی زلزلههای دوردست نیز میتوانند برای ساختمانهای بلندمرتبه بسیار خطرناک باشند.
رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی گفت: تصاویری که از شهر کاراکاس منتشر شده مربوط به شهری است که حدود ۱۸۵ کیلومتر با کانون زلزله فاصله دارد، در حالی که براساس مدلها و روابط موجود، عمده انرژی مخرب زلزله تا حدود ۱۰۰ کیلومتری کانون فعال است. پس از آن، هرچند مردم ممکن است ارتعاش زلزله را احساس کنند، اما به طور معمول تخریب و فروریختن ساختمانها قابل انتظار نیست، چراکه انرژی لرزهای به تدریج مستهلک میشود.
وی با اشاره به تجربه زلزله کرمانشاه خاطرنشان کرد: در زلزله کرمانشاه، مردم در برخی نقاط تهران نیز ارتعاشات را احساس کردند، اما حتی در بسیاری از شهرهای مجاور استان کرمانشاه نیز خسارت قابل توجهی رخ نداد، چراکه انرژی مخرب زلزله با افزایش فاصله کاهش پیدا میکند. با این حال، در مناطق ساحلی با خاک نرم، بهویژه برای ساختمانهای بلندمرتبه، امواج با پریود بلند میتوانند باعث تشدید نوسانات و افزایش خسارت شوند.
بیتالهی ادامه داد: این موضوع در زلزله نپال نیز مشاهده شد؛ بهگونهای که در بانکوک و در فاصله حدود هزار کیلومتری از کانون زلزله، یک برج فروریخت. همچنین در برخی زلزلههای ژاپن، ساختمانهای مرتفع ساحلی دچار انحراف شدند و در زلزله مکزیک نیز در فواصل دور، ساختمانهای قدیمی کوتاهمرتبه سالم ماندند، اما برخی ساختمانهای بلندمرتبه نوساز فرو ریختند.
وی تاکید کرد: از این منظر، شرایط تهران مشابه کاراکاس و دیگر شهرهای ساحلی ونزوئلا نیست و اگر قرار باشد مقایسهای انجام شود، ساختوسازهای ساحل جنوبی دریای مازندران به دلیل ویژگیهای مشابه خاک، قابل مقایسهتر هستند. جنس خاک و زمین، عامل اصلی تأثیرگذاری بر رفتار ساختمانهای مرتفع است.
رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با اشاره به وضعیت ساختوساز در تهران گفت: کیفیت ساختوساز در تهران موضوعی جداگانه است و ضعفهای خاص خود را دارد که ارتباطی با شرایط زمینشناسی ونزوئلا ندارد. با این حال، اگر در تهران یا اطراف آن زلزلهای با بزرگی حدود ۷.۵ ریشتر رخ دهد، بدون تردید خسارات سنگینی به همراه خواهد داشت؛ چراکه تعداد زیادی ساختمان ناایمن وجود دارد و حتی برخی ساختمانهای نوساز نیز به دلیل ضعف نظارت میدانی، نگاههای سوداگرانه و کاهش کیفیت مصالح، آسیبپذیر هستند.
وی در ادامه با اشاره به نوع سازههای آسیبدیده در ونزوئلا اظهار داشت: نکته مهم دیگری که در تصاویر زلزله ونزوئلا مشاهده میشود و ایران نیز به همان سمت در حرکت است، غلبه ساختمانهای بتنی است. در تصاویر منتشرشده از ریزش برجها و ساختمان، تقریباً ساختمانهای فولادی دیده نمیشود و بیشتر سازهها دارای اسکلت بتنی هستند.
بیتالهی افزود: این رویکرد در ایران نیز در سالهای اخیر گسترش یافته است. در گذشته سهم ساختمانهای فولادی بسیار بیشتر از ساختمانهای بتنی بود، اما اکنون روند برعکس شده و عمده ساختوسازهای کشور با اسکلت بتنی انجام میشود. در اوایل دهه ۷۰، حدود ۹۰ درصد ساختمانها دارای اسکلت فولادی بودند، اما اکنون نسبت ساختمانهای بتنی به شکل قابل توجهی افزایش یافته و در بسیاری از پروژههای در حال ساخت، از هر ۱۰ ساختمان، ۹ مورد با اسکلت بتنی اجرا میشوند؛ موضوعی که در سطح شهرها نیز بهخوبی قابل مشاهده است.
وی درباره علت این تغییر رویکرد گفت: یکی از دلایل اصلی، نحوه تأمین منابع مالی پروژههاست. ساختمانهای بتنی به صورت مرحلهای اجرا میشوند و این امکان را به سازنده میدهند که هزینهها را تدریجی تأمین کند، در حالی که در ساختمانهای اسکلت فلزی، بخش عمده هزینه اسکلت باید در ابتدای کار پرداخت شود. به نظر میرسد این مسئله از مهمترین دلایل گرایش به ساخت ساختمانهای بتنی در ایران باشد.
رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در پاسخ به این پرسش که آیا ساختمانهای فولادی مقاومتر از ساختمانهای بتنی هستند، گفت: اگر ضوابط و استانداردهای فنی در هر دو نوع سازه به طور کامل رعایت شود، عملکرد آنها در برابر زلزله تفاوتی نخواهد داشت، اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن نقش عوامل انسانی در کیفیت بتن است.
وی افزود: تجربه زلزله کرمانشاه نشان داد که کیفیت اجرای بتن اهمیت بسیار بالایی دارد. در اسلامآباد غرب، بیمارستانی با اسکلت بتنی که تنها شش ماه از احداث و تحویل آن گذشته بود، در اثر زلزله از حیز انتفاع خارج شد و آسیب جدی دید، در حالی که در مجاورت همان بیمارستان، ساختمانهای یک یا دو طبقه خشت و گلی بدون آسیب جدی باقی ماندند.
بیتالهی در پایان تاکید کرد: کیفیت بتن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و تولید و اجرای آن نیازمند نظارت بسیار دقیق و جدی است.














