فقرهم تلخ است وهم درد! اما وادار کردن انسان به اعتراف به فقر، درد و تلخیه مضاعفی دارد.
چه روزگاری شده است! مردم باید برای گرفتن مبلغی که در برابر هزینههای سرسامآور زندگی خیلی ناچیز است، فقرشان را شرح دهند و نداریشان را به اثبات برسانند.
بگو فقیرم، ندارم، درماندهام؛ سفرهام خالی است و دخل و خرجم به هم نمیرسد؛ شاید مشمول لطف شوید و ۵۰۰ هزار تومان به کالابرگت اضافه کنند!
مردم را به جایی رسانده اند که برای چند لقمه بیشتر، باید ثابت کنند کمتر دارند! واینگونه عزت خود را زیر پای تصمیم گیرندگان له کنند.
انگار گرانی گواهی نمیدهد، سفرههای کوچکشده شهادت نمیدهند و شرمندگی پدران در برابر خانوادههایشان سند معتبری نیست؛ حتماً باید خود فرد هم پای برگه فقرش را امضا کند.
بانک مرکزی هرروز با نرخ دلار به ما حمله می کند، خودروسازان در هر فرصتی حمله می کنند،.اپراتورهای تلفن همراه در تدارک حمله دوباره اند، شرکت های موادغذایی هرروزاز یک جبهه تازه حمله می کنند،آب،برق،گاز،بنزین و…! واین داستان سالهاست ادامه دارد.
کاش پیش از آنکه از مردم بخواهیم فقرشان را خوداظهاری کنند، مسئولان یکبار از خودشان میپرسیدند: چه شد که کار مردم به اینجا رسید؟!
حسن اشجعی









