بنا بر اعلام زلزلهشناسان زمان تاریخی آزادشدن انرژی گسلهای تهران نزدیک است و تنها راهحل نوسازی بافت فرسوده است که در توان دولت و شهرداری نیست.
مهرملت نیوز – وقت برای نجات تهران تنگ است. آنطور که مطالعات زلزلهشناسی نشان میدهد هر ۱۵۰ سال یکبار در تهران زلزله بالای ششونیم ریشتر میآید و حالا ۱۲۰ سال از آخرین زلزله دورهای تهران میگذرد؛ در فاصلهای ۳۰ ساله تا زلزله شدید بعدی.
زلزلهشناسان میگویند، زمان تاریخی آزادشدن انرژی گسلهای تهران نزدیک است و تنها راهحل نوسازی بافت فرسوده است که در توان دولت و شهرداری نیست.
براساس آخرین آمار شورای شهر تهران درباره بافت فرسوده تهران، در حال حاضر چهار هزار و ۴۲۰ هکتار بافت فرسوده در تهران وجود دارد که شامل هفتدرصد از این شهر میشود و ۳۷ درصد جمعیت تهران در آن ساکن هستند.
به گفته کارشناسان این رقم طبق شروطی محاسبه شده که مصوب شورای عالی شهرسازی است؛ و برآوردهای دیگری نیز وجود دارد.
محمد آقامیری، رئیس کمیته عمران شورای شهر، آمارهای دیگری هم بهتازگی اعلام کرده؛ او گفته است که در زمان وقوع زلزله تهران، بحرانی بهنام ۲۰ میلیون موش بهعنوان حیوانات موذی وجود خواهد داشت. این اطلاعات در شرایطی مطرح میشود که بارها اعلامشده میزان مقاومت خانههای بافت فرسوده پایتخت بیش از پنج یا شش ریشتر نیست.
حالا کارشناسان میگویند که تهران با این حجم از بافت فرسوده، توانی برای مقابله با زلزله ندارد و طرحهای دولت و شهرداری برای بازسازی این بافت راه به جایی نمیبرد؛ آن هم در شرایطی که تخمین زده میشود زلزله تهران بین سه تا پنج میلیون نفر تلفات داشته باشد.
بهتازگی معاون وزیر راهوشهرسازی هم اعلام کرده است که با آزادسازی بخش زیادی از بافت فرسوده مناطق ۱۷ و ۱۸ تهران ۱۳ هزار پلاک واقع در بافت فرسوده این مناطق در مدار نوسازی قرار میگیرد که خود میتواند ۳۰ هزار واحد مسکونی را وارد مدار ساختوساز کند.
کارشناسان زلزلهشناسی، بافت فرسوده را پاشنه آشیل تهران میدانند؛ نمونهاش علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات راه و شهرسازی که بارها درباره خسارات زلزله احتمالی تهران هشدار داده است.
او در گفتگو با «هممیهن» میگوید که در تهران با دو شکل عمده در بافتهای فرسوده مواجهیم؛ یکی موقعیت این بافتهاست که خطرزا محسوب میشوند و مورد دوم هم مربوط به روند کند نوسازی و مقاومسازی بافتهای فرسوده است.
بیتاللهی میگوید که از حدود یکمیلیون پلاک رسمی موجود در تهران، نزدیک به ۲۵۰ هزار پلاک در بافت فرسوده است: «درمجموع ۳۷ درصد شهر تهران در چنین بافتهای متراکم، ریزدانه و نفوذناپذیر ساکناند؛ یعنی معابر تنگند، در روز حادثه امدادرسانی به آنها به سختی انجام میشود و تلفات جانی زلزله افزایش مییابد. بافتهای فرسوده شمال تهران نیز مانند دارآباد، جماران، تجریش، فرحزاد، اوین درکه و درمجموع نوار خط شمالی، علاوه بر مقاومت ناچیز در برابر زلزله، روی حریم و در مجاورت گسل شمال تهران هم واقع شدهاند، بهویژه مناطق یک، پنج و شش که در خطوط شمالی دربردارنده بافتهای فرسودهاند.»
او ادامه میدهد: «میزان جمعیت در این بافتها و کیفیت ساختوساز و ناپایداری آنها معضلی اساسی برای زلزله شهر تهران خواهد بود. در چنین بافتهایی علاوه بر اینکه امکان امدادرسانی وجود ندارد، باید خطرهای ثانویه مانند لولههای گاز و خطرات ناشی از آتشسوزی را هم در نظر گرفت.»
بیتاللهی میگوید که تغییر چهره بافتهای فرسوده همانطور که در ۴۰ تا۵۰ سال اخیر مشاهده کردهایم، بسیار کُند صورت گرفته است: «رویکرد اصلی در نوسازی بافتهای فرسوده تجمیع این بافتها و ساخت ساختمانهای مقاوم در برابر زلزله است که مشکل دقیقاً از همین رویکرد ایجاد میشود؛ چون تجمیع پلاکهای ساختمانی ریزدانه بهدلیل نبود رضایت همگانی مالکان، وجود مستأجران، نبود رضایتمندی، شرایط شغلی و مسائل فرهنگی دست به دست هم داده و تغییرات در بافتهای فرسوده را با مشکلات جدی همراه کرده است. مشوقهایی که دولت در این زمینه در نظر میگیرد، باید مورد قبول و قابل لمس برای مالکان این بافتهای فرسوده باشد.»
نوسازی در توان دولت نیست
روند کُند بهبود بافتهای فرسوده مورد توافق گروهی دیگر از کارشناسان است که اعتقاد دارند برنامههایی مانند طرح جامع تهران برای بهبود وضعیت بافت فرسوده بینتیجه است.
امیر منصوری، استاد دانشگاه تهران و رئیس پژوهشکده معماری و شهرسازی میگوید، دولت نمیتواند بار بهبود بافت فرسوده تهران را به دوش بکشد و باید هرچه زودتر اقدامی برای آن انجام داد؛ چون سیکل وقوع زلزله بالای ششونیم ریشتر در تهران تقریباً هر ۱۵۰ سال یکبار است و از آخرین زلزله اینچنین بزرگ حدود ۱۲۰ سال میگذرد؛ بنابراین زمان تاریخی آزادشدن انرژی گسلهای تهران نزدیک است و تنها راهحل، نوسازی بافت فرسوده است که در توان دولت و شهرداری نیست.
او میگوید که طرح جامع تهران، با شیوههای روز دنیا فاصله زیادی دارد و باید کنار گذاشته شود: «طرح جامع اگر بخواهد اصلاح کند، تابع شرایط خاصی است و اصولاً باید این طرح کنار گذاشته شود. تاریخ این طرح گذشته است. وزارت راه و شهرسازی و سازمان برنامه و بودجه دانش مدیریت این موضوع را ندارند. درنتیجه از اینکه طرح جامع به یک شیوه برنامهریزی امروزی تبدیل شود ناامیدیم.»
منصوری ادامه میدهد: «ازسویدیگر خطر زلزله و کشته شدن بین سه تا پنج میلیون نفر در زلزله تهران ایجاب میکند که برای آن برنامهای داشته باشیم. بزرگترین تلفات زلزله هم در بافت فرسوده این شهر رخ میدهد. البته در نقاط دیگر مانند مدارس، بیمارستانها، پلها، تأسیسات شهری و… هم این تلفات وجود خواهد داشت. علاوه بر این، اتفاقات بعد از آن مانند بیماریها، هجوم موشهای تهران، آلودگی و فاضلاب را هم باید بهعنوان تبعات زلزله از یاد نبریم، اما مهمترین بسته خسارتی که در زلزله احتمالی تهران پیشبینی شده، کشتاری است که برای ساکنان بافتهای فرسوده رخ میدهد. برای این موضوع باید یک برنامه اختصاصی و عاجل پیشبینی کرد.»
منصوری درباره رقم تخمینزده برای تلفات زلزله تهران هم توضیح میدهد: «ما چند مطالعه علمی و قابل اعتنا در این زمینه در ایران داریم که مهمترین آن مربوط به مرکز تحقیقات ژاپن یا همان جایکاست که درباره تهران انجام داده و پیشبینی کرده بود که ممکن است در زلزله تهران حدود سهمیلیون نفر در لحظه از بین بروند. پژوهشگاه زلزله و هلالاحمر هم پیشبینی مشابهی داشتهاند. مبنای این آمار هم میزان ساکنان بافت فرسوده تهران است؛ ما در تهران ۱۴ هزار و ۵۰۰ هکتار معادل ۱۴۵ کیلومتر مربع بافت ناپایدار داریم که مربوط به خانههایی است که فاقد سازه مقاومند و با دیوار حمال ساخته شدهاند.














