کیکاووس خاکلی
رشد جمعیت یکی از مهمترین شاخصهایی است که باید در برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و شهری مورد توجه قرار گیرد. افزایش جمعیت بهخودیخود پدیدهای منفی نیست؛ بلکه میتواند نشانه پویایی و ظرفیت رشد یک جامعه باشد. اما زمانی که افزایش جمعیت با توسعه امکانات، زیرساختها و خدمات عمومی همراه نباشد، میان نیازهای مردم و توان پاسخگویی جامعه فاصلهای جدی ایجاد خواهد شد.
هر شهروند، مجموعهای از نیازهای اساسی دارد؛ از مسکن، اشتغال و آموزش گرفته تا خدمات درمانی، حملونقل، آب و انرژی، فضای سبز، امکانات فرهنگی و ورزشی و خدمات عمومی. بنابراین هنگامی که جمعیت یک شهر یا منطقه افزایش پیدا میکند، نمیتوان همان میزان امکانات گذشته را برای جمعیت جدید کافی دانست. افزایش جمعیت، به معنای افزایش متناسب تقاضا برای خدمات است.
با این حال، آنچه در برخی جوامع مشاهده میشود، نوعی عدم تناسب میان رشد جمعیت و توسعه امکانات است؛ به این معنا که جمعیت افزایش مییابد، اما زیرساختها و خدمات با همان سرعت توسعه پیدا نمیکنند. در نتیجه، امکانات موجود تحت فشار بیشتری قرار گرفته و کیفیت خدمات نیز ممکن است کاهش یابد.
برای نمونه، افزایش جمعیت بدون توسعه شبکه حملونقل میتواند به ترافیک و اتلاف وقت شهروندان منجر شود. افزایش جمعیت بدون ساخت مدارس جدید، موجب تراکم دانشآموزان و فشار بر نظام آموزشی خواهد شد. همچنین اگر مراکز درمانی، امکانات ورزشی، فضای سبز، شبکه آب و فاضلاب و سایر زیرساختها متناسب با نیازهای جمعیتی توسعه پیدا نکنند، کیفیت زندگی مردم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
مسئله مهمتر آن است که بسیاری از نیازهای جامعه، قابل پیشبینی هستند. مدیران و برنامهریزان باید بتوانند بر اساس روند رشد جمعیت، نیازهای سالهای آینده را نیز محاسبه کنند. نمیتوان منتظر ماند تا مدرسهای با کمبود کلاس مواجه شود، خیابانی با ترافیک سنگین روبهرو شود یا یک مرکز درمانی دیگر پاسخگوی مراجعهکنندگان نباشد و سپس به فکر چاره افتاد.
مدیریت صحیح یعنی پیشبینی نیاز، پیش از تبدیل شدن آن به بحران. از سوی دیگر، توسعه تنها به ساخت ساختمان و تأسیسات محدود نمیشود. جامعهای که جمعیت آن افزایش مییابد، به فرصتهای شغلی جدید، امکانات فرهنگی، محیطزیست سالم، خدمات اجتماعی و امنیت اقتصادی نیز نیاز دارد. اگر برای اشتغال جمعیت جدید برنامهریزی نشود، رشد جمعیت میتواند با افزایش بیکاری و مشکلات اقتصادی همراه شود.
از این منظر، میان رشد جمعیت و توسعه باید یک رابطه متعادل برقرار باشد. اگر جمعیت سریعتر از امکانات رشد کند، فشار بر منابع و خدمات افزایش مییابد؛ اما اگر برنامهریزی و سرمایهگذاری متناسب انجام شود، جمعیت بیشتر میتواند بهعنوان یک ظرفیت اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین، لازم است دستگاههای مسئول، موضوع جمعیت را صرفاً بهعنوان یک آمار و رقم در گزارشهای سالانه نگاه نکنند. پشت هر عدد، یک انسان و یک خانواده قرار دارد که نیازمند مسکن، آموزش، درمان، اشتغال، حملونقل و محیطی مناسب برای زندگی است.
گنبدکاووس، نمونهای از فاصله میان رشد جمعیت و توسعه زیرساختها ابتداییترین موضوعی که برای گنبدیها محسوس است، طرح شبکه فاضلاب این شهر میباشد که در سال 1390 مسئولان ذیربط طی مصاحبهای اعلام کردند: طرح فاضلاب گنبدکاووس ظرف دو سال آینده به بهرهبرداری میرسد.
از روزی که این قول رسانهای شد، 15 سال میگذرد و این طرح در انتظار همت مسئولان است؛ هرچند این طرح جوابگوی گنبدکاووس نبوده و نخواهد بود. در حالی است که همان روزها که لولههایی با حجم و قطر بسیار پایین را در زمین کار میگذاشتند، مطبوعات هشدار دادند که این طرح و این لولهها جوابگوی گنبدکاووس نیست و در آینده به مشکل برخواهید خورد.
بعد از 15 سال، با توجه به رشد جمعیت و رشد احداث مسکن، متأسفانه در گذشته این پیشبینی صورت نگرفته است.
در مورد مراکز درمانی نیز در شهر گنبدکاووس پیشبینیهای لازم صورت نگرفته و در حال حاضر از نظر تخت بیمارستانی، وجود بیمارستان و کادر مختلف درمانی با مشکلات عدیدهای مواجه هستیم.
در بخش دیگر، مسکن که یکی از عمده مشکلات مردم کشور میباشد، مردم گنبدکاووس نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند و هر روز که میگذرد، شاهد افزایش قیمت نجومی زمین و مسکن هستیم. این همان عدم پیشبینی مسئولان اوایل انقلاب میباشد که زمینهای اطراف گنبد را بدون بررسی در اختیار مردم گذاشتند؛ این در حالی است که در صورت انبوهسازی بهصورت آپارتمانهای حتی سهطبقه، ما اکنون در این شهر مشکل مسکن نداشتیم.
ایجاد اشتغال برای جوانان هم از معدود مشکلاتی است که متأسفانه برخی مسئولان در دهه اول انقلاب به آن بهایی ندادند؛ در صورتی که برخی مسئولان غیربومی آن زمان با استفاده از نیروهای غیربومی، جوانان گنبدی را نادیده گرفتند و اکنون مردم گنبد ثمرات تلخ بیتدبیری آن زمان را تحمل میکنند.
فقط یک مورد را خودتان تفسیر کنید؛ اگر سرمایهگذاری در شهرک صنعتی آققلا سرمایهگذاری میکرد، وام 4 درصد و اگر در شهرک صنعتی گنبد این کار را انجام میداد، وام 13 درصد به ایشان تعلق میگرفت و عملاً در همان زمان، دوستان مرکز استانی ما سرمایهگذاران را به سمت آققلا و گرگان هدایت میکردند و در نتیجه، شهرک صنعتی گنبدکاووس بیهوده در انتظار سرمایهگذاران مینشست!
اگر بخواهیم موارد مورد نیاز گنبد را بنویسیم، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد؛ ولی کمبود امکانات ورزشی، عدم وجود کافی خدمات اجتماعی، مدارس و مراکز فرهنگی و هنری و … از ضروریات گنبدکاووس میباشد.
چگونه میشود که یک مرکز فرهنگی و هنری، بعد از گذشت 20 سال از کلنگزنی آن، تاکنون 60 درصد بیشتر رشد ساختمانی نداشته، بهصورتی که مردم گنبد وقتی از کنار آن میگذرند، با تعجب سؤال میکنند: این پروژه هنوز تمام نشده؟! یا ساختمان میراث فرهنگی و موزه آثار باستانی گنبد که به امان خدا رها گشته و …
همه اینها نشان از عدم وجود مدیریت در سالهای گذشته بوده که متأسفانه سالهای بعد از خودشان را نادیده گرفتند و کار را برای زمان خود پیشنهاد دادند، اما نتوانستند آن را به انجام برسانند و اگر هم انجام دادند، متأسفانه اکنون پاسخگوی جمعیت فعلی نیست.
در حال حاضر، مردم گنبدکاووس همچنان نیازمند یک مدیریت منسجم و قوی، با ارادهای پولادین برای انجام خواستههای خود و منطقه میباشند.
جامعهای که برای رشد جمعیت خود برنامه ندارد، دیر یا زود با انباشت نیازها مواجه خواهد شد. امروز شاید کمبود یک مدرسه یا درمانگاه تنها یک مشکل محدود به نظر برسد، اما اگر روند رشد جمعیت ادامه پیدا کند و برای آن چارهای اندیشیده نشود، همین مشکلات کوچک میتوانند به بحرانهای بزرگ اجتماعی و شهری تبدیل شوند.
از این رو، رشد جمعیت باید همواره در کنار رشد زیرساختها و خدمات عمومی دیده شود. افزایش جمعیت زمانی یک فرصت برای آینده است که متناسب با آن، سرمایهگذاری، برنامهریزی و مدیریت نیز افزایش پیدا کند.
انتظار مردم از مدیریت جامعه تنها اداره امور روزمره نیست؛ بلکه انتظار دارند مدیران، نیازهای امروز و فردای آنان را ببینند و پیش از آنکه کمبودها به بحران تبدیل شوند، برای رفع آنها اقدام کنند.
در نهایت باید پذیرفت که حق برخورداری از خدمات مناسب، متناسب با رشد جمعیت، بخشی از حقوق طبیعی شهروندان است و برنامهریزی برای تأمین این نیازها، یکی از مهمترین وظایف مدیریت عمومی و شهری به شمار میرود.