استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی در گفتوگو با خبرآنلاین عنوان میکند: «مناطق با قفلشدگی کم مانند زاگرس، دارای زلزلههای کوچک مکرر اما پتانسیل زلزلههای بزرگ کمتری هستند. در مقابل، مناطق با قفلشدگی زیاد مانند ایران مرکزی و البرز در معرض خطر زلزلههای بزرگتر و کمتعدادتر هستند.»
مهر ملت نیوز – مفهوم «قفلشدگی گسلها» نقش کلیدی در پیشبینی زلزلههای ایران دارد و مناطق مختلف با توجه به میزان این قفلشدگی، رفتار متفاوتی در برابر زمینلرزهها از خود نشان میدهند. قفلشدگی یا جفتشدگی در گسلهای زمینساختی توصیف میکند که چگونه در یک گسل، دو طرف صفحه گسله به هم چسبیدهاند. هنگامی که صفحات به شدت جفت میشوند، گیر میکنند و نمیتوانند به راحتی از کنار یکدیگر بلغزند، استرس و انرژی در گذر زمان با همین درگیری صفحات برای رسیدن به امکان جابهجایی، به تدریج زیاد میشود. هنگامی که تنش بیش از اصطکاک نگهدارنده آنها باشد، صفحات ناگهان میلغزند و بخشی از انرژی را به صورت زلزله آزاد میکنند. البته بخشی از جابهجایی به صورت خزش انجام میشود که در آن صفحات به آرامی با کمترین مقاومت از کنار یکدیگر میلغزند و به تدریج با حرکت آهسته و ثابت به نام خزش لرزهای، استرس را آزاد میکنند. این شیوه آزاد شدن انرژی احتمال وقوع زلزلههای بزرگ را کاهش میدهد.
در همین راستا مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، به خبرآنلاین میگوید: «زلزلهشناسان از بررسی قفلشدگی برای سنجش خطر زلزله استفاده میکنند. مناطق گسله قفلشده بیشتر مستعد زلزلههای بزرگ هستند، زیرا انرژی ذخیرهشده میتواند به طور ناگهانی آزاد شود. نظارت بر نحوه و میزان و محدوده قفلشدگی به پیشبینی محل و زمان آزاد شدن استرس کمک میکند.»
مناطقی مانند ایران مرکزی و البرز در معرض خطر زلزلههای بزرگتر و کمتعدادتر هستند.
او در قالب مثالی تشریح میکند: «درب بسته و گیر کردهای را تصور کنید که ناگهان باز شود (مشابه قفلشدگی و جفتشدگی که به زلزله ختم شود)؛ در مقابل دری که به خوبی روغنکاری شده است به راحتی باز و بسته میشود (مانند رهاشدگی گسل که با خزش بیلرزه انجام میشود). قفلشدگی تعیین میکند که آیا حرکت در محل گسلها منجر به زلزلههای ناگهانی میشود یا حرکت تدریجی بیضرر.»
فشارهای زمینساختی در ایران/ «زاگرس، سالانه تا ۱۰ میلیمتر فشرده میشود»
این زلزلهشناس با اشاره به وضعیت زمینساختی ایران و تأثیر ورقههای عربی و اوراسیا عنوان میکند: «در ایران با برخورد مداوم بین ورقههای زمینساختی عربی و اوراسیا، فشردگی و کوتاه شدن پوسته در مناطق مختلف آن متفاوت است. ورقه عربستان با سرعت ۲۰-۲۵ میلیمتر در سال به سوی ایران حرکت میکند. ۱۰ تا ۱۵ میلیمتر در سال به عنوان کوتاهشدگی در ایران جذب میشود. بقیه در گسلهای امتدادلغز در شرق ایران مصرف میشود.»
او در خصوص وضعیت گسلهای کشور توضیح میدهد: «در ایران، زاگرس فعالترین منطقه است که ۵ تا ۱۰ میلیمتر و رشتهکوههای البرز حدود ۴ تا ۸ میلیمتر در سال فشرده میشوند. در ایران مرکزی ۵ تا ۲۰ میلیمتر در سال تغییر شکل و بیشتر در مرزهایش اتفاق میافتد.
در رشتهکوههای البرز، گسلهای راندگی مانند گسل مشا و گسل شمال البرز کوتاهشدگی و حدود ۳-۵ میلیمتر در سال جابهجایی امتدادلغز چپلغز اتفاق میافتد.
در کپهداغ در شمالشرق ایران حدود ۵-۷ میلیمتر در سال فشرده شدن اتفاق میافتد. در فرورانش مکران در جنوب شرق ایران، ورقه عربی به زیر ورقه ایران با سرعت ۲۰ تا ۳۰ میلیمتر در سال میرود. در شرق ایران، سیستان ۱-۲ میلیمتر فشرده شدن به همراه ۱۰-۱۵ میلیمتر در سال حرکت راستگرد در گسل نهبندان دیده میشود.»
ناهمسانی زلزلهها در مناطق مختلف کشور/ تفاوت رفتار گسلها در ایران
رابطه بین کوتاهشدگی زمینساختی و آزاد شدن استرس به صورت لرزهای (از طریق زمینلرزه) و غیرلرزهای (از طریق خزش، خمش و چینخوردگی) در مناطق مختلف ایران متفاوت است. زارع با بیان تفاوت میان گسلهای با قفلشدگی بالا و پایین شرح میدهد: «گسلهای با قفلشدگی یا جفتشدگی بالا معمولاً قفل میشوند و تنشها انباشته میشوند که منجر به زمینلرزههای بزرگ میشود، در حالی که گسلهایی که قفلشدگی پایین دارند، راحتتر میلغزند و زلزلههای کوچکتر و مکررتری را تجربه میکنند.»
زاگرس: زلزلههای مکرر اما کوچک
این زلزلهشناس رفتار گسلهای زاگرس را اینطور توصیف میکند: «در رشتهکوههای زاگرس با ۵-۱۰ میلیمتر در سال کوتاهشدگی، قفلشدگی لرزهای ۱۰-۳۰ درصد (کم تا متوسط) است. بیشتر کوتاهشدگی در زاگرس با چینخوردگی و خزش و خمش لایههای رسوبی (مانند نمک هرمز) انجام میشود.»
او تأکید میکند: «بنابراین در زاگرس زمینلرزهها مکرر اما کوچک تا متوسط با بزرگای معمولاً کمتر از هفت رخ میدهد. البته در همین زاگرس زمینلرزه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ازگله سرپل ذهاب با بزرگای ۷.۴ نیز رخ داده است که البته نادر است.»
البرز و ایران مرکزی: زلزلههای بزرگتر
به گفته زارع، در رشتهکوههای البرز سرعت کوتاهشدگی ۴-۸ میلیمتر در سال و قفلشدگی لرزهای ۳۰-۵۰ درصد (متوسط تا زیاد) است. پوسته البرز با زلزلههای بزرگتر شناخته میشود. در کپهداغ سرعت کوتاه شدن ۵-۷ میلیمتر در سال، قفلشدگی لرزهای ۲۰-۴۰ درصد و ترکیب فشاری و گسلش امتدادلغز با مقداری خزش لرزهای رخ میدهد.
او اضافه میکند: «در ایران مرکزی کوتاهشدگی ۱-۳ میلیمتر در سال و قفلشدگی لرزهای ۵۰-۷۰ درصد (زیاد) است. گسلش فشاری در زلزلههای بزرگ و کمتعداد گسیخته میشوند مانند زلزله ۱۳۵۷ طبس با بزرگای ۷.۴ که تقریباً تمام فشارهای انباشتهشده در همان رخداد در طبس آزاد شد.»
مکران: زلزلههای نادر اما فاجعهبار
زارع در توضیح وضعیت خاص پهنه مکران میگوید: «در پهنه فرورانش مکران سرعت کوتاه شدن کمتر از ۱ میلیمتر در سال است چرا که فرورانش غالب است. قفلشدگی لرزهای کمتر از ۱۰ درصد (خیلی کم) و خزش لرزهای به دلیل وجود رسوبات جوان روی فرورانش است. در همین پهنه فرورانش مکران زمینلرزههای نادر اما فاجعهبار به عنوان مثال زلزله و سونامی ۱۹۴۵ مکران با بزرگای ۸.۱ و زلزله بزرگ ۲۰۱۳ گشت سراوان از این دستهاند. در مکران، سطح ناحیه فرورانش با روغنکاری از رسوبات جوان باعث خزش میشود.»
شرق ایران: گسلهای امتدادلغز
در شرق ایران، خط درز سیستان سرعت کوتاهشدگی ۱-۲ میلیمتر در سال است و قفلشدگی لرزهای ۱۰-۲۰ درصد است و طبق گفته مهدی زارع، حرکت امتدادلغز (مانند سامانه گسله نهبندان) در این منطقه غالب است.
نقشه مخاطرات لرزهای ایران؛ کدام مناطق در خطر زلزلههای بزرگ هستند؟
در پایان، زارع به جمعبندی وضعیت قفلشدگی و خطر زلزله در ایران میپردازد: «بنابراین کوتاهشدگی کلی حدود ۱۰-۱۵ میلیمتر در سال در سراسر ایران است که ۱۰ تا ۳۰ درصد از کل کوتاهشدگی از طریق زلزله و حدود ۷۰ تا ۹۰ درصد با خزش، خمش یا فرورانش ایجاد میشود. قفلشدگی کم در برخی مناطق مانند زاگرس به دلیل لایههای رسوبی تغییرشکلپذیر (مانند نمک، شیل و گچ) با افزایش چینخوردگی و شکلپذیری همراه است.»
او نتیجهگیری میکند: «مناطق با قفلشدگی کم (زاگرس) دارای زلزلههای کوچک مکرر اما پتانسیل زلزلههای بزرگ کمتری هستند. مناطق با قفلشدگی زیاد (مانند ایران مرکزی، البرز) در معرض خطر زلزلههای بزرگتر و کمتعدادتر هستند.»