سرخط اخبار
[print_link]

هشدار درباره خستگی روانی در بخشی از جامعه/ تکرار بحران‌ها، فرصت بازیابی روان افراد را کاهش می‌دهد

2026-10-13

سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان اظهار کرد: در شرایطی که فشار و عدم‌قطعیت طولانی می‌شود، می‌توان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاه‌تر شدن افق برنامه‌ریزی در بخش

«امیرحسین جلالی ندوشن» سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا به بررسی وضعیت بهزیستی روانی جامعه در یک سال گذشته پرداخت و درباره پیامدهای تداوم بحران‌ها، کاهش احساس کنترل بر آینده و راهکارهای ترمیم روان در شرایط بی‌ثباتی سخن گفت.

جلالی ندوشن در پاسخ به این پرسش که آیا سلامت روان موضوعی فردی است و هر شخص باید به‌تنهایی توانایی ساختن و حفظ آن را داشته باشد، یا عوامل دیگری نیز می‌توانند بهزیستی روانی را مختل کنند، گفت: سلامت روان نه کاملاً فردی است و نه می‌توان مسئولیت فرد را از آن حذف کرد. هر فرد ظرفیت‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و شیوه‌های متفاوتی برای مواجهه با دشواری دارد، اما این ظرفیت‌ها در خلأ عمل نمی‌کنند.

وی افزود: امنیت اقتصادی، کیفیت روابط اجتماعی، امکان پیش‌بینی آینده، اعتماد به نهادها، دسترسی به خدمات، شرایط کار و مسکن و میزان ثبات زندگی، همگی بر سلامت روان اثر می‌گذارند.

این روان‌پزشک ادامه داد: اگر فشارهای محیطی برای مدت طولانی افزایش پیدا کنند، نمی‌توان هر اضطراب، خستگی یا افت عملکردی را صرفاً به ضعف فرد در مدیریت خودش نسبت داد. در عین حال، تأکید بر عوامل اجتماعی به این معنا نیست که فرد هیچ نقشی ندارد؛ بلکه سلامت روان حاصل تعامل میان امکانات و محدودیت‌های محیط و شیوه‌ای است که هر فرد با آنها مواجه می‌شود.

سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در پاسخ به این پرسش که تکرار بحران‌ها چه تفاوتی با مواجهه جامعه با یک رویداد بحرانی مشخص دارد، اظهار کرد: مسئله در بحران‌های تکرارشونده فقط شدت هر رویداد نیست؛ مسئله این است که فاصله‌ای که معمولاً برای بازیابی لازم است، کوتاه یا حذف می‌شود. فرد هنوز در حال کنار آمدن با پیامدهای یک اتفاق است که با عدم‌قطعیت یا مسئله دیگری روبه‌رو می‌شود.

وی افزود: در چنین وضعی، مرز میان دوره بحران و زندگی عادی کم‌رنگ می‌شود. افراد ممکن است ناچار شوند هم‌زمان کار کنند، فرزند بزرگ کنند، تصمیم‌های مهم بگیرند و روابط خود را حفظ کنند، در حالی که بخشی از ظرفیت روانی آنها دائماً صرف ارزیابی خطر و سازگار شدن با تغییرات می‌شود.

جلالی ندوشن تأکید کرد: این وضعیت الزاماً به اختلال روان‌پزشکی منجر نمی‌شود، اما هزینه روانی زندگی روزمره را افزایش می‌دهد.

وی در پاسخ به این پرسش که وقتی واقعیت بارها از پیش‌بینی‌های افراد درباره بدترین حالت عبور می‌کند، روان انسان چگونه خود را با این وضعیت وفق می‌دهد، گفت: یکی از نیازهای اساسی ذهن، داشتن تصویری نسبتاً قابل اتکا از آینده است. ما بر اساس این تصویر تصمیم می‌گیریم، برنامه می‌ریزیم و میزان خطر را برآورد می‌کنیم. اگر این پیش‌بینی‌ها مرتب بی‌اعتبار شوند، طبیعی است که فرد نسبت به برنامه‌ریزی بلندمدت محتاط‌تر شود و توجه بیشتری به خطرهای نزدیک پیدا کند.

این روان‌پزشک افزود: این سازگاری گاهی به شکل آماده‌باش و نگرانی بیشتر دیده می‌شود و گاهی به صورت محدود کردن افق زمانی زندگی؛ به این معنا که فرد به جای برنامه‌ریزی چندساله، برای چند هفته یا چند ماه آینده تصمیم می‌گیرد. در برخی افراد نیز ممکن است نوعی فاصله گرفتن هیجانی یا کاهش حساسیت نسبت به اخبار و اتفاقات ایجاد شود.

جلالی ندوشن خاطرنشان کرد: همه این واکنش‌ها را نباید فوراً بیماری تلقی کرد؛ بخشی از آنها تلاش روان برای ادامه دادن زندگی در شرایطی است که قابلیت پیش‌بینی کاهش یافته است. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این شیوه‌ها دیگر انعطاف‌پذیر نباشند و خواب، روابط، کار یا توان تصمیم‌گیری فرد را مختل کنند.

سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در ارزیابی وضعیت روانی جامعه در یک سال گذشته، با اشاره به تداوم بحران‌ها و تبدیل شدن آنها به بخشی از زندگی روزمره، گفت: به نظرم بهتر است درباره «روان جامعه» با احتیاط صحبت کنیم، چون واکنش همه افراد یکسان نیست و داده‌های کافی برای صدور حکم کلی درباره یک جامعه نداریم.

وی افزود: با این حال، در شرایطی که فشار و عدم‌قطعیت طولانی می‌شود، می‌توان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاه‌تر شدن افق برنامه‌ریزی در بخشی از مردم بیشتر شود.

جلالی ندوشن ادامه داد: در عین حال، زندگی متوقف نمی‌شود. مردم همچنان کار می‌کنند، رابطه می‌سازند، درس می‌خوانند، فرزند بزرگ می‌کنند و برای آینده تصمیم می‌گیرند. شاید ویژگی مهم چنین دوره‌ای همین هم‌زیستی دو واقعیت باشد؛ ادامه داشتن زندگی عادی و در همان حال، مصرف شدن بخشی از انرژی روانی برای کنار آمدن با شرایطی که ثبات کمتری دارد.

وی تصریح کرد: بنابراین تصویر دقیق‌تر، نه یک جامعه فروپاشیده است و نه جامعه‌ای که بدون هزینه تاب آورده؛ بلکه جامعه‌ای است که با هزینه‌های متفاوت در حال سازگار شدن است.

این روان‌پزشک در پاسخ به این پرسش که در شرایطی که بحران به وضعیتی مداوم تبدیل شود، ترمیم روان چگونه امکان‌پذیر می‌شود، گفت: در بحران مداوم نمی‌توان ترمیم را فقط به زمانی موکول کرد که همه‌چیز تمام شود، چون ممکن است چنین نقطه روشنی در دسترس نباشد.ترمیم باید در دل همان زندگی روزمره اتفاق بیفتد؛ از طریق بازسازی بخش‌هایی از زندگی که هنوز قابل اتکا هستند.

برچسب‌ها